در پهنه " هنر " مرگ نقطه آغاز است ...

امروز بیست و ششمین سالگرد وفات هنرمندی است که نوای گرم صدایش هنوز هم دل های ما را نوازش می دهد . کسی که ثابت کرد هنرمند هرگز نمی میرد .کسی که به همه فهماند خاک حقیر تر از آن است که بتواند هنر را در خود دفن کند ..... 

نگاهی مختصر از آغاز تا ...  

احمدظاهر در بیست چهارم جوزای سال 1325 هجری خورشیدی در کابل تولد شد.

پدرش داکتر عبدالظاهر که زمانی صدراعظم کشور وزمانی هم رئیس ولسی جرگه افغانستان بود. نخستین مشوق او در راه موسیقی به شمار می رفت.

او سیزده سال بود که انگشتانش با پرده های هارمونیه آشنا گشت بعد به آموختن فلوت و اکوردیون پرداخت و هنوز شاگرد لیسه حبیبه بود که به لقب بلبل حبیبیه مشهور شد .

 در سال 1340هجری خورشیدی به تشکیل یک گروه هنری از شاگردان آن لیسه پرداخت وهمراه با گروه که رهبری آن را تا آخر به عهده داشت به اجرای برنامه های منظم هنری خویش در رادیو آفغانستان آدامه داد.آحمدظاهرپس از فراغت از صنف دوازه لیسه حبیبه دروسش را در دارلمعلین کابل به پایان رسانید مدتی در رشته تعلیم و تربیه در کشور هند تحصیل کرد وپس از ختم تحصیل ، درروزنامه ء کابل تایمز و زمانی هم درریاست آفغان فلم به کار پرداخت، احمد ظاهر جمعأ سه بار تن به ادواج داد که ثمره این ازدواجها پسری بود  بنام احمد رشاد از همسر اولش و دختری از همسر سومی اش که آرزو داشت که نامش را شبنم بگذارد.  دریغ که شبنم یک روز پس از مرگ پدر به دنیا آمد و چشمان پر انتظار احمد ظاهر او را ندید. احمد ظاهر  به تاریخ 23 جوزای 1358 به شها دت رسید و چهره در نقاب خاک پوشید او نخسـتین کسی بود که در آهــنک هایـش از وسـایل موسـیقی برقی اروپایی اســتـفاده کــرد و بـدیـن لحاظ ، می توان او را از پیشـگامان موســیقی پاپ در کشــور دا نســت . احمد ظاهر مشهورترین و محبوب ترین خواننده کشور ما بود. در دوران حکومت حفیظ الله امین او را در یک صحنه سازی تصادف به قتل رساندند. پس از سقوط دولت حفیظ الله امین، پخش صدا و تصویر او که از تلویزیون ممنوع شده بود، بار دیگر آغاز شد، اما دریغ که دیگر خود او در حیات نبود تا بقول افغان ها" نو" بخواند. احمد ظاهر از دیده ها رفت ، اما هرگز ار دلها نرفت . هنوز طنین پر شکوه صدای او موجی از شادمانی را به هدیه می آورد. احمد ظاهر در سالیان پسین زندگی که افق دیدش گسترده تروپیوندش به هنر ژرف تر شده بود باز مزمه ترانه های دلپذیر و آهنگ های دلنشین ، شیفته گی و جان باختگی را در جان های خفته دمید... او از آن  سرود های پر هیاهوی به اصطاح  " مود روز " و تصانیف ساده و سطحی و کم عمق به سوی ترانه های اصیل و نصنیف های محکم و استوار و اشعار جاویدان و ماند گار ره گشود. غزل های سعدی ، حافظ ، مولوی ، و دیگر نام آوران سخن را زمزمه کرد و نغز سرود . احمد ظاهر راهش را در رهگذر موسیقی معاصر ، هنر مندانه دریافته بود ، ولی دریغ که داس مرگ خرمن زنده گیش را درو کرد. اما نه ، احمد ظاهر نمرده است زیرا در پهنه " هنر " مرگ نقطه آغاز است و " داور " کسی جز " زمان " نیست.


مرگ نقطه آغاز است 

 

نظرات 1 + ارسال نظر
متوجه سه‌شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1384 ساعت 03:01 ب.ظ

اول اینکه: عکس احمد ظاهر خیلی زیباست و دوم اینکه من در حیرت ام به موقع نوشتن این مقاله در مورد احمد ظاهر. تشکر

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد